تبليغاتX
من از سلاله شهرزاد قصه گویم
-اما آخر ما به اعدامی قول داده بودیم قربان.

-چه قولی؟

-این که بعد از مرگ وصیت نامه اش را باز کنیم و طبق آن عمل کنیم ... یادتان رفته؟

-نه هر جور وصیتی آقا ... فکرش را بکنید اگر این موضوع به گوش بقیه برسد ... چه حرفها! این هم شد وصیت: (( طناب و چوبه دارم را با من خاک کنید )) هوم!

"قباد آذرآیین"
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:38 توسط قباد آذرآیین |



من سهيلا قديري 28 ساله هستم. ۸ فقره سابقه کیفری به جرم ولگردی دارم. هيچ كس را ندارم. پدرم باران است و مادرم سنگ چرا كه من روي سنگ و زير باران بزرگ شده ام. زندگي ام را در خيابان گذراندم. من يك زن تن فروش نبودم. سختي هاي زندگي من را به اين روز انداخت.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:30 توسط قباد آذرآیین |

قباد آذرآيين:
استفاده از اسطوره‌ها نوعي شگرد نويسندگي است

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/08/13
11-04-2009
12:06:42
8808-00460: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

به باور يك داستان‌نويس: به كار بردن آگاهانه اسطوره‌ها در متن داستان موجب غناي آن مي‌شود.

قباد آذرآيين در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان گوش‌زد كرد: نبايد به صورت تعمدي از اسطوره‌ها در داستان استفاده كنيم چراكه به اين شكل داستان را به تصنع مي‌كشانيم. اسطوره‌ها بايد به طور غيرمستقيم وارد داستان شوند تا خود را در داستان نشان دهند.

او خاطرنشان كرد: گاه مواردي پيش مي‌آيد كه داستان‌نويس نياز پيدا مي‌كند براي نمادين بودن يا ضرورت و يا دور زدن سانسور از اسطوره‌ها استفاده كند. استفاده از اسطوره‌ها نوعي شگرد نويسندگي است.

آذرآيين اظهار كرد: اسطوره‌هاي جهاني را مي‌توان به عنوان نماد جهاني در نظر گرفت تا متن از حالت بومي خارج شود.

به باور وي: الزامات داستان ‌بايد استفاده از الگوهاي كهن و اسطوره‌ها را بپذيرد وگرنه مي‌توان بدون اسطوره‌ها نيز داستان موفقي نوشت.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:6 توسط قباد آذرآیین |

«من از سلاله شهرزاد قصه‌گويم»
گفت‌وگو با قباد آذرآيين

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/08/11
11-02-2009
11:17:52
8808-00311: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

قباد آذرآيين خاطرنشان كرد: ما داستان‌نويسي مدرن را از غرب گرفته‌ايم اما داستان را بر اساس داشته‌هاي خود مي‌نويسم.

اين داستان‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان با اشاره به زيربناي داستان‌نويسي تاكيد كرد: ما داستان‌نويسي مدرن را از غرب گرفته‌ايم اما زمينه داستان كوتاه را در ايران داشته‌ايم. نمونه آن كتاب‌هاي "فرج بعد از شدت"، "گلستان سعدي" و "مقامات حميدي" است كه به داستانك‌هاي امروزي نزديك است.

خودمان داريم

او با ذكر اين نكته كه ما پس‌زمينه‌اي از داستان كوتاه را در ادبيات گذشته خود داريم، ‌افزود: جان‌مايه ادبيات امروز در ادبيات گذشته وجود دارد و اگر اين رشته گسسته شود، ادبيات ما ادبياتي بي ‌پايه مي‌شود و مانند كسي است كه پا در هوا مي‌ماند.

وي اظهار كرد: شرايط زمان و مكان موضوع را در داستان انتخاب مي‌كند و هميشه اين موضوعات حول عشق و مسايل اجتماعي است. اين مسايل در اجتماع هستند و نويسنده ناگزير از نوشتن اين‌ها است چراكه وقتي در اجتماع مسايل را مي‌بيند، متاثر مي‌شود و هنگام نوشتن تاثرش را در داستان پياده مي‌كند اما چه گونه پرداختن مهم است. مثلا داستاني صرفا رمانتيك است و گروه خاصي را جذب خود مي‌كند اما اگر عشق دست‌مايه داستاني شود كه شامل مرور زمان نمي‌شود، هميشه پايدار است.

موانع داستان‌نويسي

آذرآيين در باب موانع داستان‌نويسي امروز ابراز ناراحتي كرد و گفت: سانسور به عنوان مشخص‌ترين مانع داستان‌نويسي است كه اگر نبود، دنيا از سطح بالاي داستان‌نويسي ما مطلع مي‌شود. مساله ديگر زبان فارسي است؛ چون گستره پويش ندارد، مخاطب كم‌تري دارد و به همين دليل اثر را تا حدودي محدود مي‌كند.

وي ادامه داد: كپي رايت يكي ديگر از موانع اصلي است. اگر ما عضو كپي رايت بوديم، خيلي سريع داستان‌هاي ما ترجمه مي‌شدند و اين به ادبيات داستاني ما غنا مي‌بخشد. غم نان نويسنده نيز روي كار او لطمه مي‌زند.

او همچنين بيان كرد: رسانه را نمي‌توان عامل اصلي كم شدن مخاطب ادبيات دانست. در غرب نيز رسانه‌ها حتي قوي‌تر از ايران عمل مي‌كنند اما ادبيات مخاطب خود را دارد. اين صداقت نويسنده است كه در ارتباط با خواننده مهم است. زماني كه خواننده خود را در داستان ببيند و با آن ارتباط منطقي پيدا كند جذب آن مي‌شود اما اگر نويسنده در پي فريب خواننده باشد، اثرش ماندگار نمي‌شود و ادبيات سفارشي ايجاد مي‌شود كه آن هم تاريخ مصرف دارد.

آذرآيين تصريح كرد: براي شناساندن اثر نياز به تبليغ داريم اما نه هر تبليغي. رسانه‌ها بايد منصفانه بين هنرمندان تقسيم شوند نه اين كه تنها به حوزه خاصي از نويسندگان بپردازند.

شعر بهتر است يا قصه!؟

اين داستان‌نويس از جايگاه بهتر قصه گفت و گفت: هيچ گاه در كشور ما آن اهميتي را كه براي داستان قاتل مي‌شويم براي شعر قايل نيستم. شعر نسبت به داستان فضاي محدودتري دارد. داستان‌نويس آزاد است قصه را هر چه قدر كه مي‌خواهد بپروراند و مخاطب با آن ارتباط بيشتري پيدا مي‌كند. شعر واژه‌هاي محدودتري دارد و امروزه مردم‌گريز نيز شده است.

يك پست مدرنيسم محلي

او در اين خصوص نيز تصريح كرد: ما نمي‌توانيم سر جاي خود بمانيم. موج داستان‌نويسي زماني كه مي‌آيد ما ناگريز از نوشتن هستيم. بايد ايده‌هاي جديد را بپذيريم و به كار ببريم.

وي اضافه كرد: پست مدرنيسم نفي مدرنيسم نيست بلكه در تكامل با آن است و مفهوم آن بازگشت به خويش است در حالي كه مدرنيسم بيگانگي را ايجاد كرد. ما بايد از بومي‌گرايي خود شروع كنيم و بعد به جهان برسيم. بايد ادبيات و هنر خود را ارتقا دهيم و بعد به جاهاي ديگر برسيم. براي استفاده از اين موج‌ها نيز بايد آن‌ها را خودي كنيم و آن يك پست مدرنيسم محلي بسازيم.

ريگي زير دندان

اين داستان‌نويس با اشاره به اين مساله كه بر اساس تئوري نمي‌توان هنر توليد كرد، ادامه داد: اين نوع از هنر مصنوعي است. نوشتن كتاب بر اساس تئوري بي‌مورد است و مانند ريگي است زير دندان كه مدام حس مي‌شود. نويسنده بايد تئوريش را پشت سر بگذارد و وارد اتاق داستان‌نويسي‌اش شود. بايد ديد قلم چه مي‌خواهد. بايد گذاشت شخصيت‌ها قلم را از دست نويسنده بگيرند و بنويسند.

او يادآوري كرد: نقد در ايران هنوز پا نگرفته است و آن چه ما مي‌بينيم بيشتر تحت تاثير محافل ادبي و تعارف‌ها است. البته ما امروز منتقدان خوبي داريم كه بايد در فضايي قرار بگيرند كه در تنها به نقد بپردازند چراكه يك منتقد اگر نويسنده باشد به او لطمه مي‌زند چون بايد تنها به يكي بپردازد و اگر منتقد بنويسد باشد، تئوري‌هايش را در داستان‌هايش به كار مي‌برد.

كمي هم از ترجمه

آذرآيين به ترجمه هم اشاره كرد و گفت: يك مترجم بايد انديشه اصلي را از نويسنده بگيرد و ضمن وفادار بودن به اثر آن را ترجمه كند. ترجمه باعث گسترش فرهنگ ما در جهان نيز مي‌شود. ترجمه باعث مي‌شود نيچه در مقابل حافظ تعظيم كند و با او ارتباط برقرار كند. امروز ما هم بايد آن را گسترش دهيم چراكه وقتي كه داستان ترجمه مي‌شود در گستره نگاه جهاني قرار مي‌گيرد.

جهاني مي‌شويم

آذرآيين به چشم‌انداز داستان‌نويسي ايران اميدوار است. او بيان كرد: من به چشم‌انداز داستان ايراني خيلي اميدوارم. داستان ما به مراتب از داستان ‌كشورهايي چون تركيه بالاتر است. ما داستان‌نويسان اميد جهاني شدن را داريم.

مردي از سلاله شهرزاد قصه‌گو

قباد آذر آيين متولد 1327 در مسجدسليمان است. اولين اثرش با نام "باران" در سال 1345 در نشريه ادبي بازار (رشت) منتشر شد. خودش مي‌گويد كه اين داستان نقطه عطفي در دنياي نويسندگي او بود. آذرآيين با تلاش بيش‌تر در سال 57 اولين داستان براي نوجوانان با نام "پسري آن سوي پل" را نوشت.

"راه كه بيفتيم ترس‌مان مي‌ريزد" نيز در سال 60 به چاپ رسيد .وي پس از اين كتاب چند سالي تنها با نشريات ادبي در ارتباط بود تا اين كه اولين مجموعه داستانش را با نام "حضور" در سال 1379 منتشر كرد. "شراره بلند" دومين مجموعه داستان آذرآيين بود كه در سال 80 منتشر شد. داستان "ظهر تابستان" از اين مجموعه برنده جايزه گلشيري شد. "هجوم آفتاب" نيز آخرين مجموعه به چاپ رسيده آذرآيين است.

قباد آذرآيين در اين سال‌ها در كنار غنا بخشيدن به ادبيات داستاني ادبيات فارسي نيز تدريس مي‌كند. او هم‌اكنون ساكن تهران است.

گفت‌و‌گو از: فاطمه ابراهيمي ـ خبرنگار ايسناي خوزستان

انتهاي پيام

کد خبر: 8808-00311

[ صفحه اصلي ] [ سرويس فرهنگ و ادب ] [ عناوين کل اخبار سرويس فرهنگ و ادب ] [ عناوين کل اخبار ] [ چاپگر ] [ دريافت فايل متن خبر ] [ دريافت فايل XML ] [ نسخه چاپي ]  

  نظر شما در مورد اين خبر
نام
پست الکترونيک
پيام شما


پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است

امتياز به خبر
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:26 توسط قباد آذرآیین |

یسنا
قباد آذرآیین از انتشار رمانی اجتماعی خبر داد
سرویس فرهنگی عصر آزادی: قباد آذرآیین از پایان نگارش رمان اجتماعی «بلدرچین و جوجه‌هایش» خبر داد.


به گزارش ایسنا، این رمان درباره‌ی پیشامدهایی است كه برای یك بیوه‌زن پس از عهده‌داری شغل شوهرش به عنوان یك راننده حادث می‌شود.

به گفته‌ی نویسنده، خواننده در این اثر با معضلات اقشار مختلف جامعه آشنا می‌شود.

آذرآیین اخیرا مجموعه‌ی داستانی را در فضاهای بومی جنوب و خوزستان نوشته است. این مجموعه كه بیش از 10 داستان را دربر می‌گیرد، هم‌اكنون مراحل نهایی ویرایش را طی می‌كند.

رمان «هجوم آفتاب» آخرین اثر این نویسنده است كه اسفند‌ماه سال گذشته توسط نشر ققنوس راهی بازار كتاب شد. این رمان در حوزه‌ی ادبیات پایداری با نگاه به مسائل بومی خوزستان نوشته شده است.

آذرآیین پیش‌تر دو اثر را در حوزه‌ی ادبیات نوجوانان با عنوان‌های «پسری آن سوی پل» و «راه كه بیافتیم، ترس‌مان می‌ریزد» توسط انتشارات ققنوس و نشر پیشرو وابسته به انتشارات نگاه منتشر كرده است.

قباد آذرآیین متولد سال 1327 در مسجدسلیمان است. كار نگارش ادبی را از 17سالگی با نوشتن داستان «باران» آغاز كرده و تاكنون پنج كتاب منتشر كرده است. «حضور»، «شراره‌ی بلند» و «هجوم آفتاب» از كتاب‌های منتشرشده‌ی این دبیر بازنشسته‌ی ادبیات‌اند.

 

7957
شماره خبر:
aa
ارسال کننده :
29
تعداد بازدید :
پنجشنبه 19 شهريور ماه 1388 ساعت 22:57
زمان ارسال :

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 12:46 توسط قباد آذرآیین |

- جنگ و آوارگی
قباد آذر آيين در داستان کوتاه شبير تابستان ندارد به جنگ و آوارگی می پردازد.

زير سقف دم کرده بازار سی متری که شرجی در آن بيداد می کند، شبير نوجوان اجناس خود را جار می زند:" مونت کارلو چل تومن. ..ويلستون ايمرکايی صد تومن، . . آدانس خارجی. .. "

مادر و خواهر شبير کنار خيابان ماست و پنير می فروشند. دوستش عبود کيسه نايلکس سياه می فروشد و دوست ديگرش قاسم که هر دو پايش از زانو قطع شده است نظافت چی توالت عمومی است.

نويسنده اشاره مستقيم به جنگ و آوارگی نمی کند. اما حضور سربازها در متن داستان، معلوليت قاسم و روابط ميان شخصيت ها گواه اين مدعاست:
شبيرگفت : " يی شرجی نيست کاکا... پ تو شرجيا خرمشهر نديدی؟"
قاسم گفت: " ترا خدا اسم آبادان خرمشهر نبر که داغ دلم تازه می شه

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 0:39 توسط قباد آذرآیین |

نی‌مال در ایران به تقلید از ترجمه‌ها بوده است













قباد آذرآیین گفت: مینی‌مال در ایران به تقلید از ترجمه‌ها بوده و زمان می‌خواهد تا جا بیافتد و آن‌هایی كه واقعا مینی‌مالیست هستند، خود را با شرایط تطبیق دهند.









قباد آذرآیین گفت: مینی‌مال در ایران به تقلید از ترجمه‌ها بوده و زمان می‌خواهد تا جا بیافتد و آن‌هایی كه واقعا مینی‌مالیست هستند، خود را با شرایط تطبیق دهند.

این داستان‌نویس اظهار كرد: مینی‌مال برای ما یك جریان است؛ زیرا برای سبك شدن باید پروسه‌ای را طی كند؛ منتها در ایران چون این پروسه طی نشده، یك جریان است.

او تصریح كرد: چون بدون زیربنای فكری از سبك‌های ادبی دیگر تقلید می‌كنیم، كاتولیك‌تر از پاپ می‌شویم و از سبك هم جلوتر می‌رویم؛ اما در خارج از ایران، این‌گونه برخورد نمی‌شود.

آذرآیین در ادامه به ویژگی‌های داستان‌های مینی‌مال نیز اشاره كرد و گفت: مهم‌ترین ویژگی این داستان در ایجاز است؛ اما این‌گونه نیست كه هر داستانكی مینی‌مال باشد. مینی‌مال زواید را حذف می‌كند و با توجه به شرایط ماشینی مدرنیسم به وجود آمده است.

او درباره‌ی ورود مینی‌مال در ادبیات ایران، یادآوری كرد: با توجه به ترجمه‌ها و عصر ارتباطات ناگزیریم مینی‌مال را در ایران ببینیم. البته هرچند این نیاز احساس شده و از آن استفاده كرده‌ایم؛ اما نتوانسته‌ایم هضمش كنیم.

آذرآیین در پایان گفت:‌ مشتاقانه و حریصانه به هر جایی چنگ می‌زنیم و از هر تئوری‌ای استفاده می‌كنیم. گاهی بی‌مطالعه شعر می‌گوییم و مثل بچه‌ای كه تازه راه بیافتد، به تمام سبك‌های آن طرف چنگ می‌زنیم و حتا داغ‌تر عمل می‌كنیم. اما این كه آیا مینی‌مالیسم یا پست‌مدرنیسم در نهایت تثبیت می‌شود، نیازمند گذشت زمان است.


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 17:33 توسط قباد آذرآیین |

"هجوم آفتاب" آذر‌آيين نقد مي‌شود

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/08/04
10-26-2009
14:05:57
8808-00125: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

مجموعه داستان "هجوم آفتاب" نوشته قباد آذر‌آيين نقد مي‌شود.

به گزارش خبرنگار ايسنا از خوزستان جلسه نقد و بررسي اين مجموعه داستان در دزفول برگزار مي‌گردد.

اين برنامه ساعت 10 روز جمعه، ششم آذر 88، در كتاب‌فروشي سبز دزفول واقع در خيابان شريعتي ـ بين خيام و فردوسي اجرايي مي‌شود.

قباد آذرآيين در اين جلسه حضور خواهد داشت.

آيين نقد "هجوم آفتاب" دومين جلسه از سلسله جلسه‌هاي نقد ادبي دزفول زير نظر كتاب‌فروشي سبز اين شهرستان است.

اين جلسات صبح جمعه اول هر ماه برگزار مي‌شود.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 17:18 توسط قباد آذرآیین |

قباد آذرآيين:
مشكلات زندگى دل و دماغى براى رمان خواندن نمى گذارد
رمان هاى امروزه، داستان هاى كوتاهى هستند كه به عمد،كش داده مى شوند
040926.jpg
قباد آذرآيين معتقد است: شرايط زندگى پيرامون ما در نوع قالبى كه داستان  به خود مى گيرد، تاثيرگذار است.اين داستان نويس در اين باره به خبرگزارى دانشجويان گفت: طبيعتا زمان، شتاب زندگى، اندوه و غصه، روزمرگى و غم نان، دل و دماغ خواندن رمان را از آدم مى گيرد. رمان را بايد با خيال تخت خواند. آن چه را عرضه مى كنيم، بايد تقاضا داشته باشد. نمى خواهم بگويم اگر تقاضايى نباشد، ما نمى نويسيم؛ اما مسأله اين جاست كه اين درد مبتلا به هر دو سو است و درد مشتركى است كه به قول شاملو هر دو داريم آن را فرياد مى كنيم؛ من از طريق نوشتن پاره هاى روايتى و داستان كوتاه و مخاطب از راه خواندن آن ها.آذرآيين همچنين متذكر شد: بزرگ ترين مساله پيش پاى رمان نويس فشارهاى زندگى، روزمرگى و غم نان است، چراكه نوشتن رمان مستلزم داشتن وقت كافى، آرامش خيال و از سوى ديگر مخاطب و خواننده پرحوصله است. من چيزى را عرضه مى كنم كه دوسويه است. وقتى مخاطب من دچار مشكلات روزمرگى  است، صبح تا شب بايد دوندگى كند و شب يك روزنامه را به زور ورق مى زند، من نبايد انتظار داشته باشم كه «كليدر»مانند بنويسم و او بخواند.وى افزود: اغلب رمان هايى هم كه امروزه نوشته مى شوند، در حقيقت داستان هاى كوتاهى هستند كه به نوعى كش داده شده اند. ويژگى هاى رمان ويژگى هاى خاصى است كه نمى تواند در هر داستان بلندى مصداق پيدا كند. در واقع آن چه ما به عنوان رمان عرضه مى كنيم، اغلب رمان نيستند؛ داستان هاى كوتاهى هستند كه به عمد و زور كش آورده شده اند. بيشترشان اول اين كه داستان بلند اند و دوم اين كه موضوع شان را مى توان در داستان كوتاهى خلاصه كرد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 21:11 توسط قباد آذرآیین |

خلی خبر ادبيات

قباد آذر‌آيين نامزد بخش داستان جايزه جلال گفت:

  برپايي جشنواره‌هاي كتاب با هر نامي ارزشمند است

19 مهر 1388 ساعت 14:11
قباد آذر‌آيين، ‌نامزد دريافت جايزه ادبي جلال آل‌احمد در بخش ادبيات داستاني، برپايي جايزه‌ها و جشنواره‌هاي ادبي را از سوي هر برگزاركننده‌اي مطلوب و ارزشمند توصيف كرد. «هجوم آفتاب»، نامزد داستان اين جايزه است كه جايزه هشتمين دوره كتاب فصل را از آن خود كرد./
 به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، قباد آذر‌آيين كه يكي از 8 نامزد دريافت جايزه ادبي جلال آل‌احمد براي مجموعه داستان  «هجوم آفتاب» است، درباره نقش جوايز ادبي در توسعه و رشد كتاب گفت: همه جوايز في نفسه خوبند و مسلما در كار نويسنده تاثيرات مثبتي خواهند داشت.
 
اين برگزيده كتاب فصل افزود: معتقدم كه جايزه دادن، جدا از اينكه از سوي چه نهادي برپا مي‌شود و چه كسي آن را دريافت مي‌كند، جايگاه ارزشمند خود را داراست؛ ضمن آنكه راهي است كه نويسنده حمايت مالي مي‌شود و كتابش نيز در معرض ديد و توجه قرار مي‌گيرد. 

اين داستان‌نويس جنوبي در پاسخ به اين سوال كه چرا بيشتر جشنواره‌هاي كتاب برگزيده داستان ندارند و به اين بخش بي‌مهري مي‌شود؟ گفت: معيارهاي گزينش را روابط آدم‌هاي آن سازمان يا ارگان تعيين مي‌كنند كه ممكن است ضوابط قانونمندي باشند يا نباشند. ولي در هر حال طبق نظر داوران آن اعلام شده و براساس توافق جمعي درباه كتاب تصميم نهايي گرفته مي‌شود.

وي افزود: برخي مواقع مي‌بينيم كه يك كتاب در  چند ارگان پي در پي برگزيده مي‌شود و به نظر مي‌رسد كه چندان كتاب واجد شرايطي هم نبوده. اين موضوع هم از مسايلي است كه كمي در روند جايزه دهي در جشنواره‌هاي كتاب ترديد ايجاد مي‌كند و اينكه نكند روابط جاي ضوابط را گرفته باشد. 

قباد آذر‌آيين، متولد مسجد سليمان و داستان‌نويس است.
او به بيان مشكلات و مسايل زادگاهش و باز‌گو كردن ويژگي‌‌هاي فرهنگ بومي جنوب كشور در آثارش معروف است.

كتاب «هجوم آفتاب» آذر‌آيين چندي پيش جايزه كتاب فصل در بخش داستان را به خود اختصاص داد.

 هجوم آفتاب، يال پريشان اسب، خواستگاري، روي تخت، زني خوابيده است، پس از بمباران، كفش ها، سيب دوشنبه، بادبادك‌ها، عروسك‌ها و قهوه‌خانه عناوين داستان‌هاي اين مجموعه را تشكيل مي‌دهند. 

هجوم آفتاب، اواخر سال گذشته(۸۷) به شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و توسط انتشارات «هيلا» و با آماده‌سازي، امور فني و توزيع انتشارات «ققنوس» منتشر شده است. كتاب‌هاي «بلدرچين و جوجه‌هايش» و «گاو شقايق را نمي‌فهمد»، از جمله آثار داستاني اوست كه هم اكنون مراحل انتشار را سپري مي‌كنند.
کد مطلب : 51823
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ

قباد آذرآيين
قباد آذرآيين
گزارشگر : پروانه توکلی
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:38 توسط قباد آذرآیین |